حسين قرچانلو

357

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

( شهرهاى سامسون ، لاذق ، اماسيه ) و از مغرب به ولايت عثمانلى محدود است . مركز اين اميرنشين شهر كره‌ده‌بولى ( گره‌دىبولى ) بوده كه در كنار رودخانهء نسبتا بزرگى قرار داشت . « 1 » نام اين شهر در كتب جغرافيايى قبل از حملهء مغول نيامده ، بعد از مغول هم فقط ابن بطوطه از آن نام برده است . او مىنويسد : نزديك شهر بولى كه رسيديم ، رودخانه‌اى ديديم كه در ظاهر كوچك مىنمود ، اما وقتى يكى از همراهان در آن وارد شد ، معلوم گرديد كه جريان آب شديدى دارد . به هر ترتيب بود از اين رودخانه عبور كرديم و در شهر بولى در خانقاه يكى از جوانمردان منزل كرديم . از رسوم آن شهر اين است كه فصل زمستان در خانقاهها آتش مىافروزند و در يكى از گوشه‌هاى خانقاه محل مخصوصى براى آتش افروختن وجود دارد كه به آن بخارى مىگويند . اين شهر بزرگ در زمين هموارى قرار دارد و داراى بازارها و كوچه‌هاى وسيعى است . هواى آن خيلى سرد است . شهر از مجموعهء چند محله به وجود آمده كه در هر محله گروهى زندگى مىكنند و از اختلاط با ديگر محلات پرهيز مىكنند . « 2 » دومين شهر مهم ولايت قزل احمدلى شهر قسطمونى ( قصطمونى ) است . اين شهر از آن امراى دانشمنديه بود كه فرزندان قلج ارسلان سلجوقى آن را تصرف كرده بودند . « 3 » هنگام سلطنت سلطان عز الدين - از اولاد قلج ارسلان - كه به موجب يرليغ ايلخان مغول به حكومت شهرهاى مشرق آسياى صغير منصوب شد ، شمس الدين بابا طغرايى به عنوان وزير او انتخاب شد . او راه نفوذ مغول را به آسياى صغير هموار كرد . . . لذا به موجب حكمى ، ولايت قسطمونيه را وجه معيشت وزارت به او دادند . « 4 » بعدها قسطمونيه كه در فرمان سلطان ركن الدين بود ، به تصرف مجير الدين امير شاه درآمد . « 5 » بعد از حملهء مغول به روم ، ادارهء ديار روم به چهار قسمت تقسيم شد كه يك قسمت آن به محمد بك پروانه واگذار شد . او قسطمونيه را مركز [ حكومت ] خود قرار داد . « 6 » ابو الفداء

--> ( 1 ) . همان ؛ ص 167 . ( 2 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ؛ ج 1 ، ص 350 و 351 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 800 . ( 4 ) . تاريخ سلاجقه ( مسامرة الاخبار و . . . ) ؛ ص 63 و 73 . ( 5 ) . همان ؛ ص 154 . ( 6 ) . همان ؛ ص 217 .